خدا محبت است

 

 

 

 

 

مطابق ایمان مسیحی "بزرگترین فضیلت محبت است" (اول قرنتيان 13: 13). محبت "تکمیل شریعت" خدا است (رومیان 13: 10). زیرا خدا خود محبت است.

عزیزان، یکدیگر را محبت کنیم، زیرا محبت از خداست و هر که محبت می کند از خدا مولود شده است و خدا را می شناسد.

آن که محبت نمی کند، خدا را نشناخته است؛ زیرا خدا محبت است.

محبت خدا این چنین در میان ما آشکار شد که خدا پسر یگانۀ خود را به جهان فرستاد ، تا به واسطۀ او حیات داشته باشیم.

محبت همین است، نه آنکه ما خدا را محبت کردیم، بلکه او ما را محبت کرد و پسر خود را فرستاد تا كفارۀ گناهان ما باشد.

ای حبيبان، اگر خدا ما را اینچنین محبت کرد، ما نیز باید یکدیگر را محبت کنیم. هیچ کس هرگز خدا را ندیده است؛ اما اگر یکدیگر را محبت کنیم ، خدا در ما ساكن است و محبت او در ما به کمال رسیده است.

از این جا می دانیم که  در او می مانیم و او در ما، زیرا که از روح خود به ما داده است.

و ما دیده ایم و شهادت می دهیم که پدر، پسر خود را فرستاده است تا نجات دهندۀ جهان باشد. آن که اقرار کند عیسی پسر خداست، خدا در وی ساکن است و او در خدا.

پس ما محبتی را که خدا به ما دارد شناخته ایم و به آن اعتقاد داریم. خدا محبت است و کسی که در محبت ساکن است، در خدا ساکن است و خدا در او.

محبت این چنین در میان ما به کمال رسیده است تا در روز داوری اطمینان داشته باشیم، زیرا ما در این دنیا همان گونه ایم که او هست.

در محبت ترس نیست، بلکه محبت کامل ترس را بیرون می راند؛ زیرا ترس از مکافات سرچشمه می گیرد و کسی که می ترسد در محبت به کمال نرسیده است.

ما محبت می کنیم، زیرا او نخست ما را محبت کرد (اول یوحنا 4 :7-19).

در این سخنان الهام بخش از رسول محبوب یوحنا، فرد می بیند که ارتباط انسان با خدا ، کل زندگی روحانی او ، در محبت بیان می شود. در جایی که محبت وجود ندارد، خداوند غایب است و زندگی روحانی وجود ندارد. آنجا که محبت است، خدا و تمام عدالت است.

منشأ محبت انسان در خداست. محبت خدا همیشه اول است. انسانها باید خدا و یکدیگر را محبت نمایند زیرا خود خدا ابتدا ما را محبت نمود.

محبت خدا در خلقت و نجات جهان در مسیح و روح القدس نشان داده شده است. همه چیز توسط ، در و برای عیسی مسیح ، کلمه خدا و "پسر محبت او" ساخته شده است (كولسیان 1: 13-17؛ یوحنا 1: 1-3؛ عبرانیان 1: 2).

وقتی دنیا گناهکار و مرده شد ، "خدا جهان را آنقدر محبت کرد که پسر یگانه خود را فرستاد. . . نه برای محکوم کردن جهانیان، بلکه تا آنها را نجات دهد " (یوحنا 3: 16 ، 12: 47).

اما خدا محبت خود را به ما این گونه نشان داد که در حالی که ما هنوز گناهکار بودیم، مسیح برای ما مُرد (رومیان 5: 8). اما چون مهربانی و انسان دوستی نجات دهندۀ ما خدا آشکار شد، ما را نه به سبب کارهای نیکویی که کرده بودیم، بلکه از رحمت خویش نجات بخشید، به غسل تولد تازه و نو شدنی که از روح القدس است؛ که او به فراوانی بر ما فرو ریخت، به واسطۀ منجی ما عیسی مسیح، تا به فیض او پارسا شمرده شده بنا بر امید حیات جاویدان، به وارثان بَدل گردیم.(تیتوس 3: 4-7)

محبت خدا به انسان و جهان او، در مسیح در روح القدس داده شده است. این محبت اولین و بزرگترین "ثمره روح" است (غلاطیان 5: 22) ، "زیرا محبت خدا توسط روح القدس که به ما بخشیده شد، در دلهای ما ریخته شده است" (رومیان 5.5).

 

در سنت روحانى کلیسا ، هدف زندگی موجود یعنی "کسب روح القدس"، كاملاً در محبت بیان شده است (مراجعه شود به قديس مکاریوس مصرى ، قرن 4 ، موعظات روحانى ؛ قديس سرافیم ساروف ، قرن 19 ، گفتگو با N. Molovilov). در واقع، همانطور که در نوشته های قديس سیمئون متکلمان جدید شاهد هستیم ، خود روح القدس با محبت خدا توسط قديسين شناخته می شود.

ای عشق مقدس [یعنی روح مقدس خدا] ، او که تو را نمی شناسد ، هرگز شیرینی رحمت های تو را نچشيده است ، که فقط تجربه زنده می تواند به ما بدهد. اما کسی که تو را می شناسد، یا تو را شناخته است، هرگز نمی تواند حتی کوچکترین شكى داشته باشد. زیرا تو تحقق شريعت هستی، تو که پر می سازى ، می سوزانى ، شعله ور می سازى، قلب مرا با عشقى بی اندازه در آغوش می گیرى. تو معلم انبیا ، سلاله رسولان ، تقويت شهيدان، الهام پدران و استادان ، کمال همه قديسين هستی. فقط تو، ای عشق، حتی مرا برای خدمت واقعی خدا آماده مى كنى (قديس سیمئون متکلمان جدید ، c 11 ، موعظه 53).

بنابراین ، خدائی که محبت است از طریق پسر محبت خود با روح محبت به اتحاد با انسان ورود می كند. زندگی در این محبت الهی چیزی است که زندگی روحانى تماماً درباره آن است.

تعریف اول محبت به عنوان آگاپه، محبت به عنوان عمل نیکی کامل به خاطر دیگری است. این اساسی ترین معنای محبت است: انجام هر کار ممکن برای سعادت دیگران. خود خدا این محبت را به عنوان محتوای حيات و وجود خود دارد ، زیرا "خدا آگاپه است". با این محبت است که افراد روحانى قبل از هر چيزى باید محبت داشته باشند.

تعریف دوم محبت به عنوان اروس، محبت به خاطر اتحاد با دیگری است. محبت اروتیک وقتى از روى هواى نفس گناه آلود نباشد، گناه نیست. این می تواند یک ميل کاملاً خالص برای ارتباط با دیگران، از جمله خدا باشد. همه نویسندگان روحانى تأکید کرده اند که چنین محبتى باید میان خدا و انسان وجود داشته باشد، زیرا الگویی برای همه محبت هاى اروتیک در جهان بین زن و شوهر است. بنابراین ، نویسندگان عرفانی و پدران روحانى از آهنگ آوازهای عهد عتیق به عنوان تصویر شاعرانه عشق خدا به انسان و عشق انسان به خدا استفاده کرده اند (فیلو یهودی ، گریگوری از نیسا ، برنارد کلاروايو ، جان صلیب ، ریچارد روول در انگلیس ، و دیگران). در واقع انبيا از تصویر محبت اروتیک در توضیح  رابطه خداوند با اسرائیل استفاده کرده اند (اشعيا 54؛ ارميا 23، 31؛ حزقيال 16؛ يوشع). و قديس پولس از این تصویر برای محبت مسیح به کلیسا استفاده می کند (افسسيان 6). در کتب مقدس، اتحاد انسان با خداوند در ملكوت خدا در وهله اول در تصویر اروس آشکار می شود (متی 22 ، مكاشفه 19 - 22).

. . . زیرا كه نكاح بره فرا رسیده است و عروس او خود را آماده ساخته است. به او اعطا شد که به كتان پاك و روشن خود را بپوشاند - زیرا آن كتان اعمال پارسايى مقدسین است (مكاشفه 19 :7-8).

نوع سوم محبت ، دوستی - فیلا- است. این نیز باید بین انسان و خدا وجود داشته باشد. انسان هیچ دوستى بزرگتر از خدا ندارد و خود خدا می خواهد دوست انسان باشد. مطابق کتاب مقدس ، هدف اصلی آمدن مسیح این بود که همه دشمنى بین خدا و انسان را برطرف کند ، و همیاری خالق و مخلوق را در مودت دوستی ايجاد كند.

بنابراین ، خداوند قبلاً با موسی روبرو سخن می گفت ، مانند شخصی که با دوست خود سخن می گوید (خروج 33: 11).

کسی محبت بزرگتر از این ندارد ، که جان خود را به جهت دوست خود بدهد. شما دوست من هستید اگر آنچه به شما حکم می کنم به جا آرید. دیگر شما را بنده [یا برده] نمی خوانم ، زیرا که بنده آنچه آقایش می کند، نمی داند. لکن شما را دوست خوانده ام ، زیرا هرچه را که از پدرم شنیده ام ، به شما بیان کرده ام (یوحنا 15: 13-15).

بنابراین این است که محبت به عنوان نیکی ، محبت به عنوان اتحاد ، محبت به عنوان دوستی همه باید در خدا و انسان ، بین خدا و انسان و بین انسان ها یافت شود. هیچ شکلی از محبت واقعی وجود ندارد که خارج از قلمرو زندگی روحانی باشد.




محبت ما به خدا

 

اولین و بزرگترین حکم خدا این است که مخلوقات او باید او را محبت كنند.

بشنو ای اسرائیل! خداوند خدای ما، خداوند یکتاست. خداوند خدای خود را با تمامی دل و با تمامی جان و با تمامی فکر و با تمامی قوّت خود محبت کن (مرقس 12: 29-30 ، متی 22: 37 ، لوقا 10: 27 ، تثنیه 6: 4-5).

این نخستین و بزرگترین حکم است (متی 22: 38).

محبت نمودن خداوند خدا با تمامی دل به معنای این است که چیزی جز او و اراده مقدس او را آرزو نکنی. مطابق کتاب مقدس و تعالیم قدیسین، دل مرکز انسان است. این "عمیق ترین قسمت" انسان ، پایه و اساس و راهنمای زندگی اوست. آنچه در دل انسان است، و آنچه دل او می خواهد، همان چیزی است که کل زندگی و فعالیت فرد را تعیین می کند.

زیرا دل و ذهن باطنی انسان تفحص ناپذیر است (مزمور 64: 6).

شخص نیک از خزانۀ نیکوی دل خود نیکویی بر می آورد، و شخص بد از خزانۀ بد دل خود، بدی بيرون می آورد. زیرا زبان از آنچه دل از آن لبریز است، سخن می گوید (لوقا 6: 45 ، متی 12: 34-35).

زیرا اینهاست آنچه از درون و دل انسان بیرون می آید: افکار پلید، بی عفتی ، دزدی، قتل ، زنا، طمع، بدخواهی ، حیله، هرزگی، حسادت، تهمت، تکبر و حماقت. این بدیها همه از درون سرچشمه می گیرد و آدمی را نجس می سازد (مرقس 7: 2123).

خداوند می گوید؛ پسرم، دل خود را به من بده ، و چشمان تو به راههای من شاد باشد (امثال 23: 26).

مطابق کتاب مقدس و قديسين ، دل انسان سخت و فربه ، سرد و فاسد می شود هنگامی که در برابر خدا سرسخت و عصیانگر است و خود را از روح القدس او محروم می کند. بارها و به طرق مختلف این امر در نوشتارهای مقدس گفته شده است (تثنیه 6: 7 ، اشعیا 6: 10 ، ارمیا 5: 23 ، زکریا 7: 12 ، مرقس 8: 17 ، متی 19: 8 ، و دیگران). اما وقتی انسان گناه می کند ، خداوند هنوز او را وفادارانه دوست می دارد و دل او را با فیض پاک می کند تا بتواند برای زندگی ابدی نجات یابد.

من به ایشان دلی جدید خواهم بخشید و روحی تازه در اندرونشان خواهم نهاد. دل سنگی را از پیکرشان به در خواهم آورد و دل گوشتین بدیشان خواهم بخشید، تا در فرایض من سلوک کنند و احکام مرا نگاه داشته، آنها را به جا آورند. آنگاه قوم من خواهند بود و من خدای ایشان خواهم بود.

خداوندگار یهوه می گوید؛ توبه کنید و از تمامی نافرمانی های خود بازگشت نمایید، تا شرارت موجب سقوط شما نشود. همۀ نافرمانی هایی را که علیه من مرتکب شده اید، از خود به دور افکنید و قلبی نو و روحی تازه برای خود فراهم کنید، زیرا من از مرگ هیچ کس خشنود نمی شوم؛ پس بازگشت کنید و زنده مانید. 

دلی تازه به شما خواهم بخشید و روحی تازه در اندرونتان خواهم نهاد . . . من روح خود را در اندرونتان خواهم نهاد و زنده خواهید ماند . . . (حزقیال 11: 19-20، 18: 30-32، 36: 26-27، 37: 14؛ مزمور 51: 10؛ ارمیا 31: 31-34؛ اشعیا 57: 15-18؛ یوئیل 2: 28-29).

خدا دلی پاک و روحی تازه و راست به انسان می بخشد تا در بازگشت با تمام دلش او را دوست داشته باشد. این در مسیح ، در روح القدس، در کلیسای عهد جدید و جاودان داده شده است. این داده می شود كه انسان بتواند اولین و بزرگترین فرمان خدا را به انجام رساند (رجوع كنید: دوم قرنتیان 3-5).

محبت كردن خدا با تمام جان به معنای محبت كردن او با هر قدرت روحانی و با کل زندگی شخص است. گاهی اوقات واژه جان به عنوان مترادف در نوشته های مقدس برای خود زندگی استفاده می شود. جان انسان زندگی او، تمام زندگی اوست. هنگامی که فردی خدا را با تمام جان خود محبت مى كند، او خدا را دوست دارد و در هر کاری که انجام می دهد ، به او خدمت می کند، همه کارها را برای "جلال خدا" انجام می دهد (رجوع کنید به: اول قرنتیان 10: 31).

محبت كردن خدا با تمام ذهن این است که به کلام خدا عشق ورزید ، به اعتماد خدا خدمت کنید ، از فرمان های عدالت خدا لذت ببرید.

از فرمانهای تو تلذذ خواهم یافت که آنها را دوست می دارم، و دستهای خود را به اوامر تو که دوست می دارم ، بر خواهم افراشت و در احکام تو تفکر خواهم نمود.

آه،  شریعت تو را چقدر دوست می دارم! این همه روزه تفکر من است. از جمیع معلمین خود فهیم تر شده ام ، زیرا که شهادات تو تفکر من است.

بنابراین اوامر تو را دوست می دارم زیادتر از طلا و زر خالص. بنابراین تمام احکام تو را در هر چیز راست می دانم، و هر راه دروغ را مکروه می دارم . . . مرا فهیم گردان تا زنده شوم.

جمله کلام تو راستی است و تمامی داوری عدالت تو تا ابدالاباد است.

ای خداوند برای نجات تو مشتاق بوده ام و شریعت تو تلذذ من است (مزمور 119).

محبت به خدا با تمام ذهن "محبت راستی" است، و کسانی که از چنین محبتی امتناع می ورزند ، کسانی خواهند بود که هلاک می شوند (مراجعه شود به: دوم تسالونیکیان 2: 9-11). ذهن انسان راهنمای زندگی اوست که با خلوص قلب او به راستی هدایت می شود. هنگامی که انسان خدا را با تمام ذهن خود محبت می کند، او "با این جهان مطابقت ندارد" بلکه ثابت می کند "اراده خدا چیست ، چه خوب و قابل قبول و بی نقص است" (رومیان 12: 2). او کسی است که از توصیه های قدیس پولس پیروی می کند، و فقط به طور مداوم در مورد "هر چه راست، هر چه مجید، هر چه عادل، هر چه پاک، و هر چه جمیل، و هر چه نیک نام است، و هر فضیلت و هر مدحی که بوده باشد، تفکر می کند. " (فیلیپیان 4: 8)در یک کلام او کسی است که فکر مسیح را دارد (اول قرنتیان 2: 16).

محبت كردن خدا با تمام قوت، به معنای این است که از نظر روحانی شدیداً به دنبال ارادۀ خدا باشید تا آن را انجام دهید.

. . . ملکوت خدا نیرومندانه به پیش می رود ، و زورآوران آن را به زور تصاحب می کنند (متی 11: 12).

این بدان معناست که هر کاری انجام دهیم تا او را خوشنود سازیم، با تمام انرژی و قوت خود، تا زمان مرگ ، در تمام امور وفادارانه و صبورانه به او خدمت کنیم. این است که برای مقاومت در برابر گناه و هر شر "تا جایی که خون شما ریخته شود" مبارزه کنید (رجوع شود به عبرانیان 12: 4). این است که ، یک بار دیگر ، نگرش و تقواى قدیس پولس را داشته باشیم.

 این گنجینه را در ظروف خاکی داریم تا آشکار باشد که این قدرت خارق العاده از خدا است و از ما نیست. ما از هر سو در فشاریم، اما خُرد نشده ایم؛ متحیریم اما ناامید نیستیم. آزار می بینیم، اما وانهاده نشده ایم؛ افکنده شده، اما هلاک نشده ایم. همواره مرگ عيسى را در بدن خود حمل می کنیم تا حیات عيسی نيز در بدن ما ظاهر شود.

. . . بلکه در هر امری خود را ثابت می کنیم که خُدام خدا هستیم؛ در صبر بسیار، در زحمات، در سختی ها ، در تنگنا ها، در تازیانه ها، در زندانها، در فتنه ها، در محنت ها، در بی خوابی ها، در گرسنگی ها، در پاکی ، در معرفت، در حلم، در مهربانی، در روح القدس، در محبت بی ریا، با راستگویی، با قوت خدا، با اسلحه عدالت بر طرف راست و چپ، در عزت و ذلت ، و بدنامی و نیک نامی. چون گمراه کنندگان، اما با این وجود راستگو هستیم ، گویی گمنام ، اما شناخته شده ایم. گویی در حال مرگ، اما هنوز زنده ایم. گویی دستخوش مجازات ، اما از پا در نیامده ایم. گویی غمگین، اما همواره شادمانیم. گویی فقیر، اما بسیاری را دولتمند می سازیم. گویی بی چیز، اما صاحب همه چیزیم. (دوم قرنتیان 4: 711 ، 6: 4-10).

کسی که خدا را کاملاً دوست دارد ، کسی است که او را با قوت مسیح و روح القدس محبت می کند، "قوتی . . . که در ضعف کامل می گردد "(دوم قرنتیان 12: 9).