موعظه اى درباره جشن تئوفانى

 

 

خداوند تعمید را از قدیس یحیی تعمید دهنده دریافت کرد، اما او به گونه ای که ما تعمید می گیریم تعمید نیافت. از نظر ظاهری دقیقاً یکسان به نظر می رسد، اما باطن آن متفاوت بود. اگر ما برای آمرزش گناهان تعمید می گیریم، خداوند بخاطر بی گناه بودن، به آن نیازى نداشت، به همین دلیل است که یحیی تعمید دهنده از او می پرسد: "منم که باید از تو تعمید بگیرم، و حال تو نزد من می‌آیی؟"  اما خداوند به او پاسخ داد:بگذار اکنون چنین شود، زیرا شایسته است که ما عدالت را به کمال تحقق بخشیم. (متی 3: 14-15).  زیرا خداوند با غسل تعمید در آب، تمام طبیعت آب را تقدیس کرد. بنابراین، در این روز، کلیسا می خواند: "امروز آب هاى طبيعت تقديس مى شوند."

یعنی تعمید خداوند اعطای فیض خداوند نسبت به آبی است که اکنون با ایمان می پذیریم. اما همچنين این جشن، اپيفانى ناميده می شود. چرا؟ زیرا در لحظه ​​تعمید خداوند، کل تثلیث اقدس ظاهر گشت، زیرا در آن روز رازی آشکار شد، که از اعصار، و از مردم پنهان بود. تا آن زمان، در کتاب های عهد عتیق، از تثلیث مقدس بسیار پنهانى صحبت می شد، گویی فقط در اصطلاحات و مفاهیم کلی. اما گفته  شد. بعنوان مثال در دعای غروب تئوفانى، بخشى در مورد خلقت جهان خوانده مى شود. پیشتر، از سطر اول کتاب پیدایش، اولین کتاب عهد عتیق، در مورد تثلیث مقدس آمده است که خدا یکتاست و سه گانه در شخص است: "در ابتدا خدا آسمان و زمین را آفرید" (پیدایش 1  :1).

بر اساس متن منبع اصلی، یعنی متنی که به زبان آرامى باستان نوشته شده است، این گونه تلفظ می شود: در آغاز الوهيم آسمان و زمین را آفرید.  گفته می شود: الوهيم - در جمع - زیرا ما در مورد سه شخص تثلیث اقدس صحبت می کنیم.  "آفرید" - روز تئوفانى، تعمید خداوند خدا و نجات دهنده ما - زیرا خدا واحد و سه در اشخاص است. اما فقط گفته شد: در آغاز الوهيم آفرید، اما معنای آن - الوهيم و آفرید - توضیح داده نشد. و فقط جشن امروز این راز تثلیث مقدس را آشکار می کند. الوهيم خدای پدر، خدای پسر، و خدای روح القدس هستند، اما این الوهیت واحد است، تثلیث واحد و تقسیم ناپذیر. این جشن به این دلیل است که خدا در تثلیث ظاهر می شود: خدای پسر، خداوند ما عیسی مسیح، که از یحیی تعمید را دريافت می كند. صدای خدای پدر که از آسمان شهادت می دهد که "این پسر محبوب من است".  و روح القدس به شکل کبوتر بر پسر نازل می شود.

انجیل می گوید: "آنگاه روح، عیسی را به بیابان هدایت کرد تا ابلیس وسوسه‌اش کند." (متی 4: 1).  بنابراین، این لحظه نیز خاص و روحانى است. از یک سو، همانطور که کلیسا می خواند، "نجات دهنده، فیض و حقیقت ظاهر گشت." از سوی دیگر، در اینجا یک وسوسه وجود دارد. این قانون روحانى دائماً در زندگی ما فعال است: روزى شاد و بزرگ -همیشه یک وسوسه است. فیض داده می شود و بلافاصله یا قبل از آن با وسوسه همراه است. ابا دوروتئوس، یکی از مربيان روحانی رهبانیت، می نویسد که این قانونی است که چنان پیوسته عمل می کند که بدون وسوسه هیچ کاری مستحکم نیست. اما ما به دلیل کمبود روحانيت، و به دليل گناه، معمولاً آن را فراموش می کنیم. و هنگامی که وسوسه ها به ما می رسند، به جای اینکه دلداری دهیم و بگوییم: "خب، این یعنی همه چیز مرتب است"، ما در قلاب شیطان می افتیم، شروع به خجالت، آزردگی، دشمنی با یکدیگر می کنیم، یعنی دقیقاً همان کاری را انجام می دهیم که شیطان می خواهد از سوی ما به آن دست یابد، و کلام قديس یعقوب رسول را فراموش مى کنیم: "ای برادرانِ من، هر گاه با آزمایشهای گوناگون روبه‌رو می‌شوید، آن را کمال شادی بینگارید!" (یعقوب 1: 2)، زیرا این بدان معنی است که شما در راه درست هستید. و پدران مقدس هم همین را می گویند، فقط با عبارتى دیگر: اگر کار خدا انجام شود و وسوسه ای پیش از آن و حین و بعد از آن نباشد، این کار مورد رضایت خدا نیست.

 یکی از نویسندگان روحانى، با بیان اینکه در یک صومعه معین، انواع و اقسام اصطکاک ها - چه در داخل و چه در خارج - وجود داشت، اضافه می کند: بگذارید خواننده وارسته از این کار خجالت نکشد، بداند که اگر جایی درمورد نوعی صومعه خواند یا شنید که در آن بدون وسوسه های درونی یا بیرونی زندگی می کنند، پس یکی از این دو چیز وجود دارد: یا این درست نیست، یا این مكان نادرست است.

به یاری خدا، ما نیز سعی خواهیم کرد، با انجام کار نيك، این قانون را به خاطر بسپاریم و در زمانی که خداوند ما را با آزمایشات ملاقات می کند، شادی نماييم.

~ اسقف والرين كرچيتوف